أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
551
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
رسائلى گويد : بعضى از زاگ آن است كه لون او زرد بود ، بعضى را لون سياه باشد و بعضى به لون سبز 8 . [ زاگ ] سياه آن است كه كفشگران 9 به كار برند . [ زاگ ] سه نوع است : يكى را قلقطار 10 گويند ، ديگرى را قلقند 11 گويند و سيم را قلقديس 12 گويند . از او آن نيكوتر باشد به منفعت كه به رنگ ابرش 13 باشد كه او را در شليثا و ترياق به كار برند ؛ بدل او « قلقطار » است و قلقطار « زاگ رومى » 14 را گويند . ديسقوريدس گويد : از انواع زاگ آنچه در اجزاى او بعضى به شكل اجزاى زر باشد ، در قوت با قلقطار يكسان باشد 15 . زاج سورى 16 « زاج اجزاء سرخ » را گويند . در بعضى از كتب كيميا هفت نوع او ياد كردهاند و گفتهاند لون قلقديس سرخ باشد كه به رنگ آتش مشابهت دارد 17 ؛ قلقند سبز بود به لون ، قلقطار زرد باشد . شب يمانى سپيد بود ؛ زاگ كفشگرى به لون سياه بود ، زاگ حبر 18 سرخ بود ، زاج سورى سرخ بود كه به سياهى زند و به لون جگر فام بود و به اين معنى به زاگ كفشگران ماند . ديسقوريدس گويد : بعضى از قلقديس 19 آن است كه چون از معدن بيرون آيد مذاب باشد چون مدادى كه به قوام رسيده بود يا غير آن ، و چون هوا در وى اثر كند منجمد شود . [ نوع ] ديگر در معدن خود منجمد باشد ، و او را طايفهاى كه از معدن نقل كنند جامد 20 گويند ، و آنچ مذاب ، او را ذوب گويند يعنى « ذوب شده » 21 ، پارسى او گداخته 22 بود . نوع سوم [ قلقديس ] آن است كه او را مطبوخ 23 گويند به آن سبب كه چون او را از معدن بگيرند [ آنگاه در آب حل كنند ] 24 ، به آتش او را بپزند ، در تغارها كنند و بگذارند تا منجمد شود و كثيف گردد . آنگاه پارهپاره كنند ؛ لون اين نوع نيكو نباشد . نيكوتر از انواع او آن است كه به لون آسمان باشد 25 و اجزاى او فراهم آمده بود به همديگر ، قوت او تمام باشد و 26 صاف ؛ اين ذوب است و در پى آن جامد ، آن را در پزشكى [ به كار مىبرند ] ؛ اما رنگرزان [ نوع ] مطبوخ را [ به كار مىبرند ] ، زيرا براى رنگرزى مناسبتر است . [ ديسقوريدس ] دربارهء زاج 27 مىگويد كه بهترين [ زاج ] آن است كه رنگ آن شبيه رنگ زر باشد ، و بر اثر شكستن گويى ستارههاى زرگون پديدار مىشود ، و آن داراى نيروى قلقديس 28 است . [ زاج ] مصرى بهترين است 29 . مىگويند كه زاج كفشگران 30 به قلقطار مىماند ؛ قلقديس كه كهنه شود ، به آن يعنى به قلقطار تبديل مىشود . مؤلف النخب [ مىگويد ] : قلقند بهترين 31 قلقطار است و اصل هر دو آنها قلقنت است . قلقند در درازمدت مانند پوست تخممرغ تكليس شده 32 سفيد مىشود و آن را « قلقديس » مىنامند .